پایگاه خبری صریح خبر
  • بعد از انتخابات هم مهربان ، خیر ، دلسوز و ورزش دوست باقی بمانید
  • ماجرای درگیری کارمند حفاظت مجلس و استفاده از سلاح در پره سر چه بود؟
  • تغییر ساعات کار ادارات فقط در ۴ استان به دلیل گرمای هوا ؛
  • برگزاری جشنواره بزرگ بازی های بومی و محلی در شهرستان تالش
  • تغییر استانداران و فرمانداران تا پایان انتخابات مجلس متوقف شد
  • رأی دیوان عالی ایران به ” برابری دیه زن و مرد ” ؛
  • مسئولان تالش اعتماد مردم را عامل افزایش امنیت دانستند
  • دکتر هوشمند عزیزی نژاد سرپرست جدید شبکه بهداشت و درمان رضوانشهر شد
  • مصطفی سالاری به عنوان مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی انتخاب شد
  • تنها صنعت پر رونق گیلان را هم تعطیل کنیم؟!
  • پلیس: انتقاد از هجوم مسافران به شمال/ ۱٫۴ میلیون خودرو در جاده های شمال
  • آهای مسئول خائن، آن آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی دقیقا توی ضد انقلاب و متجاوز به مال و ناموس و ایمان مردم هستی!
  • خمام ، همایش،گلسار رشت و ماهی از اب گل الود !
  • نتیجه اش میشود کلاهبرداران یقه سفید و مهر برپیشانی
  • ۱۷:۵۶:۵۰ - یکشنبه ۲۸ مرد ۱۳۹۷
    داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
    اقای شورا ، کلاهت کو؟
    شورای عزیز ساعت ثبت و دعوتنامه حضور را بیخیال ، کلاهت کو ؟
    🎯می گویند روزی سلطان جنگل (شیر) قصد کرد که یک ماه به خود استراحت داده و رتق و فتق امور را به دست ضعیفی بسپارد و خرگوش را انتخاب میکند این بود که طی یک اعلان عمومی خرگوش را به جانشینی خود برگزید و رفت. خرگوش که از دست روباه حسابی شاکی بود؛ فردای آنروز […]

    🎯می گویند روزی سلطان جنگل (شیر) قصد کرد که یک ماه به خود استراحت داده و رتق و فتق امور را به دست ضعیفی بسپارد و خرگوش را انتخاب میکند
    این بود که طی یک اعلان عمومی خرگوش را به جانشینی خود برگزید و رفت. خرگوش که از دست روباه حسابی شاکی بود؛ فردای آنروز دستور داد تا او را به نزدش بیاورند.
    تا چشم خرگوش به روباه افتاد پرسید: فلان فلان شده * کلاهت کو؟! روباه جواب داد: من که کلاه ندارم! خرگوش با شنیدن این پاسخ دستور داد روباه را حسابی کتک بزنند! این ماجرا یک هفته ادامه پیدا کرد. روباه که دیگر نایی برایش نمانده بود، نالان و گریان پیش سلطان اورژینال جنگل رفت و شرح ما وقع گفت. شیر، خرگوش را فراخواند و گفت: این چه کاری است که با روباه می کنی؟ اگر هم می خواهی به او گیر بدهی حداقل منطقی باش. مثلا از فردا بگو برایت نان بخرد. اگر سنگک خریده بود، تو بگو من تافتون می خواستم. چرا سنگک خریدی؟ و دستو بده او را کتک بزنند. آره جانم. منطقی باش!
    خرگوش این پند را نصب العین کرد و دوباره راهی جنگل شد. از فردای آنروز به مدت یک هفته دوباره روباه بخت برگشته به دلیل خریدن نان به ظاهر اشتباه کتک خورد.
    سرانجام روباه که دید خرگوش و شیر با هم هماهنگی کامل دارند با خودش فکر کرد که باید به آنها رکب بزند. این بود که فردای آنروز که برای خرید نان رفت از هر نوع یک عدد خرید.
    وقتی به محضر خرگوش احضار شد در حالی که بسیار خوشحال بود منتظر خواسته ی خرگوش ماند. خرگوش گفت: یک عدد نان باگت بده. روباه داد! خرگوش گفت: یک عدد نان لواش بده. روباه داد و …
    در انتها خرگوش که دید راهی برای گیر دادن و کتک زدن روباه ندارد با عصبانیت گفت: اصلا کلاهت کو؟!

    حال این حکایت شبیه داستان مصوبه ای است در زمان های دور ، که در انجا نیز مجمعی مصوب کرد که مسول اداره شهر به دلیل تخلفات مالی و ضعف عملکرد برکنار شود ، متولی وقت به دستور مقامات مافوق قصد وتوی این مصوبه را داشت ، اما باید بهانه ای پیدا میکرد ، دستور داد دعوت نامه حضور متولی امور شهری ارسال شود و رئیس مجمع بلافاصله دعوت نامه را ارسال کرد ، دستور داد ساعت برگزاری جلسه اعلام شود ، ساعت نیز اعلام شد ، دستور داد لایحه دفاعیه متولی شهر چه ساعتی ثبت شده است ؟ بلافاصله اعلام شد فلان ساعت !! ، حالیه وقتی این سوالات و روند بررسی را میبینیم یاد همان حکایت می افتیم !!!

    📝پ.ن: شورای عزیز ساعت ثبت و دعوتنامه حضور را بیخیال ، کلاهت کو ؟

    تبليغات
    فروشگاه حاج صفری و پسران اصل فروشگاه حاج صفری و پسران اصل صریح خبر فروشگاه حاج صفری و پسران اصل صریح خبر صریح خبر
    
    logo-samandehi