پایگاه خبری صریح خبر
  • روز کاری بخشدار مرکزی تالش در روستاهای نعلبند و سراگاه.
  • نماینده سابق تالش، مستشار دیوان‌ محاسبات شد
  • به گزارش صریح خبر پل در حال ساخت اسالم حادثه آفرید
  • محمد حسین شاه کوئی فرماندار تالش به همراه معاون عمرانی و مدیر منابع آب شهرستان از روند اجرایی پروژه سد لاستیکی شهرستان بازدید کرد
  • به گزارش روابط عمومی شبکه بهداشت و درمان شهرستان تالش ؛
  • تداوم روند تسهیل صدور پروانه ساختمانی در روستای بخش مرکزی شهرستان تالش.
  • تجربه تلخ بهار را تکرار نکنیم
  • آتش سوزی در یکی از انبارعمومی شرکت صنایع چوب و کاغذ چوکا مهار شد
  • در راستای اجرای طرح شهید سردار سلیمانی (ره)اداره اوقاف و امور خیریه با همراهی هیت امنا بقاع متبرکه شهرستان تالش۸۰ بسته کمک معیشتی هر کدام به ارزش۳۵۰هزار تومان جمعا۲۸ میلیون تومان که شامل دو عدد روغن مایع و رب گوجه فرنگی و ۵ کیلو برنج و ۵۰۰ گرم گوشت چرخ کرده و سایر اقلام غذایی تهیه و صبح امروز در حضور مسولین شهرستان جهت توزیع بین افرادی که در اثر بیماری کرونا آسیب دیده و قادر به کسب و درآمد نبوده اند
  • سخنگوی ستاد ملی مقابله با کرونا آخرین تصمیمات درباره ایجاد محدودیت‌های یلدایی را تشریح کرد.
  • کاهش ۲۶ درصدی آمار طلاق در گیلان
  • برداشت شن در روخانه تالش در منطقه ریک سر و صدای زیادی در فضای مجازی ایجاد کرده است و موجب اعتراض مردم شده است
  • مراسم تکریم و معارفه سرپرست اداره آب و فاضلاب شهرستان تالش با حضور فرماندار تالش برگزار شد .
  • بازدید فرماندار تالش از پل ها و ابنیه فنی روستای کله سرای بخش اسالم
  • باز هم شکایت شکری از مدیر مسئول صریح خبر
  • ۱۳:۲۲:۰۸ - پنج شنبه ۳۰ خرد ۱۳۹۸
    داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
    به کجایمان میبرید؟!
    این حاصل بیکاری ، اعتیاد و طلاق است
    قربانتان بروم پشت آن میز شکیل و زیر باد کولر هیچ تصمیم درستی گرفته نشده است ، میگویید نه ، کمی در جامعه قدم بزنید و از سانسور بکاهید از تشریفات بکاهید و بروید بطن جامعه ، بروید آمار دقیق را ببینید

    پلان یک

    دخترکی با چشمان معصومش ، ذل میزند در چشمانت و با نگاهی حسرت بار نگاهت را به چرخ بازی های آن سوی خیابان سوق میدهد ، دوست داشت دست پدرش را بگیرد و داد بزند سرش که من شهر بازی میخام اما چرخ و فلک نیز با وی یار نبود

    و همچنان چشمانش که “هزار حرف نگفته داشت”

    پلان دو …
    دختر جوانی زیر سایه ساختمان یکی از ادارات، زندگی را وا داده و آبرویش کمی آن طرف تر ، رودخانه با خودش برده بود ، میگفتند او دانش آموز زرنگ مدرسه بود اما….

    پلان سوم…

    جوان خوش قامتی رجوع میکند و سرش را پایین نگه میدارد و فقط دستش را دراز میکند تا پولی بگیرد و برود خود را مثلا بسازد میگویند او نیز فوتبالیست و والیبالیست مشهوری بود ، معلم خوش هیکلی بود که خوش تیپی اش شهره خاص و عام بود

    در شبانه روز با چقدر از این مدل جوان ها برخورد میکنید و با خود میگوید چرا این به چنین روزی افتاده است.

    مادری که همسرش معتاد است برای اشتغال در جایی رجوع میکند اما متاسفانه با اولین خواسته ای که روبرو میشود….

    چرا به جامعه ی دچار شده ایم که اعتیاد امان از جوان ها که نه از خانواده هایشان نیز گرفته است و فقط ژست عاقل اندر سفیه میگریم و میگوییم اینها مجرم نیستند بلکه بیمارند، خب برای این بیمار چه چیزی تجویز کرده اید؟ گرسنگی فرزند؟ بی آبرویی همسر؟ حسرت آغوش برای فرزند؟
    دقیقا چه چیزی تجویز کرده اید ؟

    قربانتان بروم پشت آن میز شکیل و زیر باد کولر هیچ تصمیم درستی گرفته نشده است ، میگویید نه ، کمی در جامعه قدم بزنید و از سانسور بکاهید از تشریفات بکاهید و بروید بطن جامعه ، بروید آمار دقیق را ببینید

    اما انتظار نداشته باشید دو فردای دیگر ان فرزند حسرت خورده و شاید عقده ای شده ، آن مادر از همه چیز بریده حس خوبی به وضعیت داشته باشد

    و همچنان “چشمانش که هزار حرف نگفته داشت”

    ✍️ بهرام سبزی

     

    تبليغات
    دیجی کالا صریح خبر تابناك وب صریح خبر صریح خبر
    
    logo-samandehi