نتیجه، اصل بر ممنوعیت آتش زدن کاه و کلش پس از برداشت محصول است و نمیتوان آن را صرفاً یک روش ساده برای آمادهسازی زمین تلقی کرد.

هر سال با پایان فصل برداشت محصولات کشاورزی، در برخی مناطق شاهد صحنهای تکراری هستیم؛ دود غلیظی که از مزارع بلند میشود و گاه کیلومترها آنسوتر نیز دیده میشود. کاه و کلش و بقایای گیاهی که میتوانند برای کشاورز ارزش اقتصادی داشته باشند، در عرض چند دقیقه به آتش کشیده میشوند؛ اقدامی که علاوه بر هدررفت یک سرمایه، آثار نامطلوبی بر خاک، هوا و محیط زیست دارد.
اما موضوع فقط یک توصیه زیستمحیطی نیست؛ قانون نیز صراحتاً سوزاندن بقایای گیاهی اراضی زراعی پس از برداشت محصول را ممنوع کرده است.
بر اساس ماده ۲۰ قانون هوای پاک، سوزاندن بقایای گیاهی اراضی زراعی پس از برداشت محصول ممنوع است و متخلف حسب مورد به جزای نقدی درجه شش موضوع ماده ۱۹ قانون مجازات اسلامی محکوم میشود. البته قانون یک استثنا نیز پیشبینی کرده است؛ در مواردی که آتشزدن نباتات یا بقایای گیاهی تنها راه دفع آفات، بیماریها یا آلودگیهای گیاهی باشد، امکان اقدام طبق شرایطی که وزارت جهاد کشاورزی با تأیید سازمان حفاظت محیط زیست تعیین و ابلاغ میکند، وجود دارد.
در نتیجه، اصل بر ممنوعیت آتش زدن کاه و کلش پس از برداشت محصول است و نمیتوان آن را صرفاً یک روش ساده برای آمادهسازی زمین تلقی کرد.
از سوی دیگر، ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) نیز هر اقدامی را که تهدید علیه بهداشت عمومی شناخته شود، ممنوع دانسته و برای مرتکب، در صورت نبود مجازات شدیدتر در قوانین خاص، حبس تا یک سال پیشبینی کرده است. تبصرههای این ماده نیز موضوع آلودگی محیط زیست را مورد توجه قرار داده و تشخیص و اعلام جرم را حسب مورد بر عهده دستگاههای ذیربط از جمله سازمان حفاظت محیط زیست قرار داده است.
بنابراین، آتش زدن بقایای محصولات کشاورزی را نباید صرفاً «یک رسم قدیمی» یا «راهی برای راحتتر شدن کشت بعدی» دانست. دود حاصل از این آتشسوزیها علاوه بر ایجاد آلودگی هوا، میتواند به خاک و موجودات زنده آن آسیب وارد کند و در صورت گسترش آتش، حتی مزارع، باغها، مراتع و منابع طبیعی اطراف را نیز در معرض خطر قرار دهد. سازمان جهاد کشاورزی نیز بر آثار منفی این اقدام بر حاصلخیزی خاک، مواد آلی و فرسایش خاک تأکید کرده است.
نکته مهم دیگر این است که کاه و کلش الزاماً یک پسماند بیارزش نیست. میتوان از بقایای گیاهی در زمینههایی مانند خوراک دام، تولید کمپوست و کود آلی، مالچ، استفاده در کشاورزی حفاظتی و برخی فرآیندهای تولید انرژی استفاده کرد. حتی ماده ۲۰ قانون هوای پاک، دولت و شهرداریها را مکلف کرده است زمینه تبدیل پسماندها به انرژی یا کود را با کمک بخش خصوصی فراهم کنند.
کشاورز، تولیدکننده و زحمتکش این سرزمین است و طبیعتاً برخورد با تخلف نباید به معنای نادیده گرفتن مشکلات و هزینههای او باشد. اما از سوی دیگر، زحمت کشاورز نیز نباید دستاویزی برای نادیده گرفتن قانونی باشد که با هدف حفاظت از سلامت مردم، خاک و محیط زیست تصویب شده است.
راه درست، تقابل کشاورز و قانون نیست؛ راه درست این است که قانون اجرا شود و همزمان راهی اقتصادی و عملی برای استفاده از کاه و کلش در اختیار کشاورز قرار گیرد.
در نهایت باید پذیرفت که آتش زدن کاه و کلش، هم سرمایه کشاورز را از بین میبرد و هم هزینه آن را به شکل آلودگی هوا، تخریب خاک و آسیب به محیط زیست بر دوش جامعه میگذارد. اگر قرار است این رفتار متوقف شود، هم کشاورزان باید نسبت به ممنوعیت قانونی آن آگاه باشند و هم دستگاههای مسئول، بهویژه جهاد کشاورزی و محیط زیست، باید برای جایگزین کردن یک راهکار اقتصادی و عملی اقدام جدیتری انجام دهند.
قانون وجود دارد؛ آنچه بیش از هر چیز مورد نیاز است، اجرای قانون در کنار حمایت از کشاورز و فراهم کردن راهکار جایگزین است.
#صریح_خبر