
سالهاست نام «احیای چوکا» را از زبان مسئولان میشنویم؛ از استاندار و نمایندگان مجلس گرفته تا مدیران شستا و تاپیکو. اما سؤال اینجاست؛ کدام احیا؟
هر کس از بیرون به چوکا نگاه کند، هنوز تصور میکند با همان غول صنعت شمال کشور روبهروست؛ شرکتی که هزاران نفر در آن مشغول تولید هستند و ظرفیت اشتغالزایی دارد و روزگاری افتخار ملی محسوب میشد . اما واقعیت پشت دیوارهای این کارخانه، چیزی جز یک صنعت نیمهجان و گرفتار در باتلاق نیست.که این روزها اخبار آن یک افتضاح ملی رقم زده است
چوکا سالهاست قربانی تصمیمات مقطعی، مدیریتهای کوتاهمدت و بیبرنامگی مالکان خود شده است. شستا و تاپیکو که مالک این مجموعه هستند، تاکنون هیچ برنامه شفاف و قابل دفاعی برای نجات این کارخانه ارائه نکردهاند. آنچه دیده شده، یا سکوت بوده یا زمزمه فروش شرکت و اراضی ارزشمند آن؛ گویی زمینهای چوکا ارزشمندتر از خود کارخانه و کارگرانش است
.
در این میان، مدیران استانی و شهرستانی نیز هر بار تنها زمانی به یاد چوکا میافتند که کارگران دست به اعتراض میزنند. نتیجه جلسات متعدد هم تقریباً همیشه یکسان بوده است؛ تأمین مبلغی برای پرداخت بخشی از حقوق معوق، گرفتن چند عکس یادگاری، انتشار چند خبر امیدوارکننده و پایان ماجرا… تا اعتراض بعدی.
اما کسی از خود پرسیده چرا این چرخه پایان ندارد؟
پاسخ روشن است؛ چون هیچکس به فکر روشن شدن خط تولید نیست، همه فقط به فکر خاموش کردن صدای اعتراضات هستند.
امروز چوکا با صدها میلیارد تومان زیان انباشته، خطوط تولید فرسوده، ماشینآلات ازکارافتاده، کمبود شدید مواد اولیه و ناتوانی در تأمین قطعات یدکی دستوپنجه نرم میکند. بسیاری از دستگاههایی که ارزش آنها دهها و حتی صدها میلیارد تومان است، سالهاست به دلیل نبود قطعه یا کمبود اعتبار، گوشه کارخانه خاک میخورند.
شرکتی که تولید ندارد، چگونه قرار است حقوق پرداخت کند؟ چگونه قرار است اشتغال ایجاد کند؟ چگونه قرار است از این باتلاق خارج شود؟
با این حال، هنوز برخی از مسئولان از ایجاد اشتغال در چوکا سخن میگویند؛ وعدهای که در شرایط فعلی بیشتر شبیه یک شعار تبلیغاتی است تا یک برنامه اقتصادی.
واقعیت تلخ این است که اگر نگرانی از تبعات اجتماعی و امنیتی نبود، بعید بود شستا و تاپیکو حتی همین وضعیت نیمهتعطیل را نیز ادامه دهند. اما ادامه این شرایط نیز تفاوتی با تعطیلی تدریجی ندارد؛ کارخانه خاموش است و فقط اعتراضات آن هر چند ماه یکبار روشن میشود.
این دور باطل سالهاست تکرار میشود؛ پرداخت چند ماه حقوق، فروکش کردن اعتراضات، توقف دوباره تولید، انباشت بدهی، معوق شدن حقوق و آغاز دور جدید اعتراضات.
تا چه زمانی؟
اگر شستا و تاپیکو برنامهای برای احیای چوکا دارند، آن را شفاف و با زمانبندی مشخص اعلام کنند. اگر ندارند، این واقعیت را صادقانه با مردم و کارگران در میان بگذارند.
دولت، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، شستا، تاپیکو، استانداری گیلان و نمایندگان مجلس دیگر نمیتوانند تنها نظارهگر باشند. امروز مطالبه اصلی، پرداخت حقوق معوق نیست؛ مطالبه اصلی، نجات یک صنعت است.
چوکا به پول بدون برنامه نیاز ندارد؛ به یک نقشه راه، مدیریت متخصص، سرمایهگذاری واقعی و تصمیمی شجاعانه نیاز دارد.
در غیر این صورت، آنچه هر روز خاموشتر میشود فقط دودکشهای کارخانه نیست؛ بلکه امید صدها خانوادهای است که سالهاست هزینه بیتصمیمی مدیران را پرداخت میکنند.
بهرام سبزی
#صریح_خبر