پایگاه خبری صریح خبر
15:58:55 - چهارشنبه 29 جولای 2026
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
چوکا؛ قربانی سال‌ها بی‌تدبیری، وعده‌های تکراری و بی‌مسئولیتی مالکان و مدیران
آنچه در شرکت چوکا میان مدیرعامل و جمعی از کارگران رخ داد، تنها یک اعتراض صنفی یا یک اختلاف مقطعی نبود؛ این اتفاق، نتیجه سال‌ها انباشته شدن مشکلاتی است که بارها هشدار داده شد اما کمتر کسی برای حل ریشه‌ای آن اقدام کرد. شرکتی که روزگاری بیش از ۱۰ هزار نیروی انسانی داشت و یکی […]

آنچه در شرکت چوکا میان مدیرعامل و جمعی از کارگران رخ داد، تنها یک اعتراض صنفی یا یک اختلاف مقطعی نبود؛ این اتفاق، نتیجه سال‌ها انباشته شدن مشکلاتی است که بارها هشدار داده شد اما کمتر کسی برای حل ریشه‌ای آن اقدام کرد.

شرکتی که روزگاری بیش از ۱۰ هزار نیروی انسانی داشت و یکی از افتخارات صنعتی شمال کشور بود، امروز با چند صد نفر نیرو نیز گرفتار زیان، کاهش تولید و بحران‌های پی‌درپی است. پرسش ساده اما اساسی مردم این است: چه بر سر چوکا آمده است؟

بحران امروز چوکا محصول امروز و دیروز نیست؛ حاصل سال‌ها مدیریت‌های ناپایدار، تصمیمات کوتاه‌مدت، بی‌برنامگی و نگاه‌هایی است که به جای نجات یک سرمایه ملی، تنها به عبور از بحران‌های مقطعی فکر کرده‌اند.

هر زمان که صدای اعتراض کارگران بلند شده، نسخه تکراری ارائه شده است؛ پرداخت بخشی از حقوق، برگزاری چند جلسه، دادن چند وعده و آرام کردن موقت فضا. اما هیچ‌گاه یک برنامه واقعی برای احیای این غول صنعتی ارائه نشده است. نتیجه آن شده که مشکل هر بار به تعویق افتاده و بحران بزرگ‌تر بازگشته است.

اما پرسش جدی‌تر متوجه مالکان اصلی چوکا است؛ شستا و تاپیکو که سال‌هاست مدیریت این مجموعه را در اختیار دارند. مردم منطقه حق دارند بدانند برنامه واقعی این مجموعه‌ها برای آینده چوکا چیست؟ آیا این کارخانه قرار است دوباره به جایگاه صنعتی خود بازگردد یا تنها به عنوان مجموعه‌ای از دارایی‌ها و زمین‌ها دیده می‌شود؟

چوکا امروز فقط با مشکل تولید مواجه نیست؛ با بحران اعتماد مواجه است. کارگرانی که سال‌ها وعده احیا شنیده‌اند، دیگر با سخنرانی و وعده آرام نمی‌شوند. آنها نتیجه می‌خواهند، نه تکرار حرف‌هایی که سال‌هاست شنیده‌اند.
در این میان، مسئولان شهرستانی و استانی نیز نمی‌توانند خود را صرفاً ناظر این بحران بدانند. سال‌هاست مدیران مختلف آمده‌اند و رفته‌اند، جلسات متعددی برگزار شده و وعده‌های فراوانی داده شده است؛ اما افکار عمومی می‌پرسد سهم این پیگیری‌ها در نجات واقعی چوکا چه بوده است؟

چرا به جای مطالبه جدی از شستا و تاپیکو برای ارائه برنامه نجات، بخش مهمی از انرژی‌ها صرف تغییر مدیران و معرفی گزینه‌های نزدیک به جریان‌های مختلف شده است؟ چرا چوکا باید تاوان تصمیمات مدیریتی و سیاسی را بدهد؟

وعده احیای چوکا و ایجاد اشتغال، سال‌هاست به یکی از تکراری‌ترین شعارها تبدیل شده است. هر کس در مقطعی خواسته است از ظرفیت اجتماعی این کارخانه سخن بگوید، از احیای آن وعده داده است؛ اما در عمل، نه خبری از سرمایه‌گذاری پایدار بوده و نه برنامه‌ای که آینده این مجموعه را تضمین کند.

چوکایی که روزگاری تنها یک کارخانه نبود؛ شهری صنعتی بود که برای کارگران خانه می‌ساخت، امکانات اجتماعی داشت، تیم ورزشی داشت و نماد قدرت صنعتی منطقه محسوب می‌شد، امروز بخش بزرگی از آن شکوه را از دست داده است.

سرمایه‌ها کاهش یافت، ظرفیت‌ها فرسوده شد و دارایی‌هایی که می‌توانست پشتوانه توسعه منطقه باشد، به جای آنکه در مسیر تقویت تولید قرار گیرد، به محل نگرانی و پرسش افکار عمومی تبدیل شد.

رسانه‌ها سال‌ها هشدار دادند؛ همان‌گونه که درباره سرنوشت برخی صنایع قدیمی منطقه هشدار داده شد. اما گوش شنوایی نبود. امروز چوکا در نقطه‌ای ایستاده که ادامه همین مسیر می‌تواند آن را به سرنوشت تلخ دیگر صنایع فرسوده شمال کشور نزدیک کند.

چوکا بیش از تغییر مدیر، به تغییر نگاه نیاز دارد؛ بیش از وعده، به پاسخگویی نیاز دارد؛ بیش از جلسه، به برنامه عملیاتی نیاز دارد.
مسئولان استانی و شهرستانی باید پاسخ دهند که برای نجات این سرمایه صنعتی چه کرده‌اند و مدیران شستا و تاپیکو باید روشن کنند که آینده چوکا در برنامه آنها چیست.

چوکا قربانی کمبود حرف نیست؛ قربانی سال‌ها کمبود تصمیم، مدیریت ناکارآمد و بی‌مسئولیتی در برابر یک سرمایه بزرگ صنعتی است. اگر امروز تصمیمی جدی گرفته نشود، فردا شاید تنها نامی از این غول صنعت شمال باقی بماند

بهرام سبزی

#صریح_خبر

تبليغات
اعلام وصول تابناك وب صریح خبر تابناك وب صریح خبر صریح خبر

logo-samandehi